• خانه
  • تماس
  • ورود
  • ذکر روز شنبه صد مرتبه يارب العالمين می باشد. ذکر روز یکشنبه صد مرتبه يا ذل‌الجلال و الكرام می باشد. ذکر روز دوشنبه صد مرتبه يا قاضي‌الحاجات می باشد. ذکر روز سه شنبه صد مرتبه يا ارحم الراحمين می باشد. ذکر روز چهارشنبه صد مرتبه يا حي و يا قيوم می باشد. ذکر روز پنج شنبه صد مرتبه لااله الاالله الملك الحق المبين می باشد. ذکر روز جمعه صد مرتبه صلوات می باشد.
 

آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع)
از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع)
از بهر سرودن یکی قطعه سرخ
هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع)


::

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اربعین
   چهارشنبه 5 مهر 1396نظر دهید »

گر چه اندر نظر طفل بود و صغیر    گرچه می آمدی از لبش بوی شیر

لیک چون وی ندید چشم گردون پیر   دختری با کمال اختری بی نظیر

          شوخ و شیرین کلام خوب و نیکو سخن

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اربعین
   چهارشنبه 5 مهر 1396نظر دهید »


از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

منبع:imam-hossein.blogfa.com

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اربعین
   چهارشنبه 5 مهر 1396نظر دهید »

روزی پدری فرزند کوچک خود را که هم فلج بود و هم سرطان داشت، آورد و با کمربند به ضریح بست و گفت بیبی ،حال که فرزندمرا شفا نمی دهی مال خودت باشد این را گفت و رفت.

پس از نیم ساعت صدای یا حسین یا حسین بلند شد و یک نفر این بچه را که نامش جواد بود روی دوش گرفته دوان دوان به دفتر آورد در حالی که مردم همه به دنبال او می دویدند.همان پسر بچه ای که رنگش مانند زرد جوبه زرد و فلج بود هم اکنون با صورتی گلگون روی پا ایستاده و چشمانش پر از اشک بود از او سوال کردم چگونه شفا گرفتی؟

گفت: پدرم مرا به ضریح بست و رفت چون پایم فلج بود کمرم سنکین شد و در گرفت از درد و تنهایی به گریه افتادم همان طور که گریه می کردم دیدم داخل ضریح دختری سه چهار ساله ایستاده و دسته گلی در دست دارد و به من می گوید:جواد این گل را بگیر و بو کن که خوب می شوی. گفتم تو کیستی؟گفت:من رقیه دختر امام حسینم

.

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: اربعین
   چهارشنبه 5 مهر 1396نظر دهید »

دلم اگه بی قرار چشام اگه هی می باره ولی دلم غم نداره ولی آقم دوسم داره

میشه شاهی کنی منو راهی کنی به منم یه نگاهی کنی

امروز خیلی غصه خوردم بخاطر خیلی چیزا بی معرفتی دوست، دوستی که خوبی رو در حقش تموم کردی اما هیچ معرفتی نداره دوستی که کلی پیش اینو اون هواشو داشتی ولی تو روی خودت چنان پشت پا می زه بهتکه نمی دونی از کجا خوردی.

ازون بدتر روزگار نامروت که هیچ جوره باهات را نمیاد 

منظر یه اشارم هرچی که دارم بذارم دلمو زیارت بیارم

منتظر یه اشارم هرچی که دارم بذارم…………………………………………..

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: دوستی
   چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10

آذر 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
حدیث
حدیث موضوعی
ساعت
اوقات شرعی
استخاره
پربازدید
زیبا سازی

ح

ف

بازی

 
فراخوان چی شد طلبه شدم